اولاد آپیرزا

پیوند تاریخی حیدرکور و کلانتر پیرزا خدرسرخ

هم‌زمانی، هم‌سرنوشتی و تداوم سنت اقتدار ایلی در زاگرس

بررسی زندگی و زمانه‌ی شخصیت‌هایی چون حیدر کور پاپی و آپیرزا خدرسرخ، تنها زمانی معنا و عمق واقعی می‌یابد که آن‌ها را نه به‌صورت جداگانه، بلکه در چارچوب یک پهنه‌ی تاریخی مشترک زاگرسی مطالعه کنیم. این دو مرد، اگرچه به دو شاخه‌ی متفاوت از اقوام لُر تعلق داشتند—یکی از پاپی‌های لرستان و دیگری از بختیاری‌های هفت‌لنگ—اما در واقع، محصول یک شرایط تاریخی واحد بودند؛ شرایطی که در آن، اقتدار واقعی در دست ایلات بود، نه دولت‌های مرکزی.

هم‌زمانی تاریخی و شرایط کلان ایران

دوره‌ی زندگی حیدر کور پاپی و آپیرزا خدرسرخ، مقارن با سده‌هایی است که ایران با ضعف یا ناپایداری قدرت مرکزی مواجه بود. دولت‌ها، اگرچه نام و ساختار داشتند، اما در عمل، در مناطق کوهستانی زاگرس، قدرت اعمال مستقیم نداشتند.
در چنین فضایی:

  • امنیت راه‌ها

  • حفاظت از زمین‌ها

  • حل اختلافات

  • و دفاع در برابر تهدیدهای بیرونی

بر عهده‌ی مردان ایلی قرار داشت. حیدر کور پاپی در لرستان و آپیرزا خدرسرخ در قلمرو بختیاری، هر دو پاسخ تاریخی به این خلأ قدرت بودند.

زاگرس به‌مثابه یک نظام پیوسته

زاگرس، برخلاف تقسیمات سیاسی، یک نظام پیوسته‌ی انسانی و جغرافیایی است. رخدادهای لرستان، به‌طور مستقیم بر بختیاری اثر می‌گذاشت و بالعکس. مسیرهای کوچ، گذرگاه‌های نظامی، بازارهای محلی و پیوندهای خویشاوندی، سبب می‌شد که تحولات در یک بخش زاگرس، در بخش دیگر نیز بازتاب یابد.

در این چارچوب، حیدر کور پاپی و آپیرزا خدرسرخ را می‌توان دو چهره از یک الگو دانست:

  • مردانی با اقتدار محلی

  • متکی بر زمین، نیروی انسانی و مشروعیت ایلی

  • و مسئول حفظ نظم در غیاب دولت مؤثر

شباهت‌های ساختاری در جایگاه ایلی

اگر جایگاه حیدر کور پاپی در میان پاپی‌ها بررسی شود و با جایگاه آپیرزا خدرسرخ در میان زراسوندها و دورکی‌ها مقایسه گردد، شباهت‌های معناداری آشکار می‌شود:

  • هر دو بر قلمرو مشخص و راهبردی تسلط داشتند

  • هر دو دارای نیروی نظامی تابع بودند

  • هر دو در حل منازعات محلی نقش داور و مرجع داشتند

  • و هر دو از طریق پیوندهای ایلی و خویشاوندی، قدرت خود را تثبیت کرده بودند

این شباهت‌ها، اتفاقی نیست؛ بلکه نتیجه‌ی تداوم یک مدل حکمرانی ایلی زاگرسی است که قرن‌ها دوام آورده بود.

تعاملات غیرمستقیم و فضای مشترک قدرت

حتی اگر سندی مستقیم از دیدار یا اتحاد رسمی میان حیدر کور پاپی و آپیرزا خدرسرخ در دست نباشد، فضای تاریخی نشان می‌دهد که این دو، در یک شبکه‌ی قدرت غیرمتمرکز اما مرتبط فعالیت می‌کردند.
خبرها، اتحادها، دشمنی‌ها و تهدیدها، از طریق شبکه‌های ایلی منتقل می‌شد و تصمیم‌های هر سردار محلی، بر دیگران اثر می‌گذاشت.

در چنین فضایی، نمی‌توان بختیاری و لرستان را از هم جدا دانست؛ همان‌گونه که نمی‌توان نقش حیدر کور پاپی را بدون درک زمینه‌ای که آپیرزا خدرسرخ نیز در آن زیست، فهمید.

تفاوت‌ها؛ تنوع در دل سنت مشترک

با وجود اشتراک‌های فراوان، تفاوت‌هایی نیز میان این دو چهره وجود داشت. حیدر کور پاپی، بیشتر در فضای درگیری‌های مستقیم و مقاومت نظامی آشکار شناخته می‌شود، در حالی که آپیرزا خدرسرخ، علاوه بر توان نظامی، بر مدیریت اقتصادی، مالکیت گسترده‌ی زمین و سامان‌دهی درونی ایل تکیه داشت.

 

این تفاوت، نه نشانه‌ی برتری یکی بر دیگری، بلکه نشان‌دهنده‌ی تنوع راه‌های بقا و اقتدار در چارچوب یک سنت مشترک است.

پیمایش به بالا