نژادم ز خورشید روشنتر است
ز هر کس تو گوئی نژادم سر است
منم بختیاری شیر تن
پدر بر پدر گرز و شمشیرزن
چه خونی به رگهای این طایفهست
که هر قطره اش غیرت و عاطفه ست
۱. ریشههای باستانی (چندهزار سال پیش از میلاد)
بیشتر پژوهشگران بر این باورند که بختیاریها از اقوام کهن آریایی هستند که حدود ۳ تا ۴ هزار سال پیش از میلاد از آسیای مرکزی به فلات ایران مهاجرت کردند. این اقوام در نواحی زاگرس مرکزی (چهارمحالوبختیاری، خوزستان شمالی، شرق لرستان و غرب اصفهان) ساکن شدند.
بسیاری از تاریخدانان، بختیاریها را بازماندگان یا پیوندخورده با اقوام زیر میدانند:
کاسیها (کاشّیها): قومی نیرومند که حدود ۱۶۰۰ پیش از میلاد بر بابل حکومت کردند
عیلامیها: تمدنی کهن در خوزستان و زاگرس
مادها: که نقش مهمی در شکلگیری دولتهای ایرانی داشتند
شباهتهای زبانی، فرهنگی و جغرافیایی این پیوند را تقویت میکند.
۲. دوران پیش از اسلام (هخامنشی تا ساسانی)
هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰ ق.م)
در این دوره، زاگرس مرکزی یکی از مسیرهای راهبردی شاهی بود. اقوام ساکن این منطقه، از جمله نیاکان بختیاریها:
نگهبان راهها و کوهستانها بودند
در ارتش هخامنشی نقش داشتند
بهصورت نیمهمستقل زندگی میکردند، به این صورت که در پیمانی با دولت مرکزی وفاداری در قبال خودمختاری داشتند. آنها به دولت هخامنشی تا ساسانی وفاداری کامل داشتند، در تهیه سرباز دولت را پشتیبانی میکردند، برای جنگها نیرو اعزام میکردند و در قبال آن آزادی نیمه متلق داشتند. همانطور که کردها در غرب کشور از مرزهای غربی حفاظت میکردند و بعدها از هم پاشیده شدند، بختیاریها در کوههای صعب العبور زاگرس مستقر بودند و ایران را حفظ میکردند، زاگرس قلب ایران و بختیاریها ستون فقرات این خاک بودند، تصرف زاگرس به معنای تصرف ایران میبود، بدون بختیاری ها دفاع از ایران میسر نبود و امروزه ایرانی وجود نمیداشت اگر بختیاریها نمیبودند.
برخی پژوهشگران معتقدند کوچنشینی سازمانیافته بختیاریها از همین دوره شکل گرفته است.
اشکانی و ساسانی
در این دوران، کوهستانهای بختیاری:
پناهگاه اقوام مستقل
دور از کنترل مستقیم حکومت مرکزی
ساسانیان معمولاً با سران محلی بهصورت پیمانی برخورد میکردند، نه سرکوب کامل.
۳. دوران اسلامی (قرن ۷ تا ۱۵ میلادی)
پس از ورود اسلام، بختیاریها:
بهتدریج مسلمان شدند (اکثراً شیعه)
هویت ایلی خود را حفظ کردند
در برابر حکومتهای مهاجم (اموی، عباسی، مغول) استقلال نسبی داشتند
در متون اسلامی، از این منطقه با نامهایی مانند:
لر بزرگ
جبال
یاد شده است.
در همین دوره، ساختار ایل، طایفه، تیره تثبیت شد.
۴. صفویه تا زندیه (قرن ۱۶ تا ۱۸)
دوره صفویه
بختیاریها از حامیان مهم دولت صفوی بودند
در تثبیت تشیع نقش داشتند
سران ایل، اختیارات نظامی و محلی گرفتند
دوره زندیه
قوم بختیاری نقش فعالی در تحولات سیاسی داشت.
برخی خوانین بختیاری با کریمخان زند متحد بودند
برخی نیز رقیب سیاسی او محسوب میشدند
۵. دوره قاجار (قرن ۱۹ و اوایل ۲۰)
این دوره، اوج قدرت سیاسی بختیاریهاست.
ویژگیهای مهم:
تقسیم ایل به هفتلنگ و چهارلنگ
قدرتگیری خوانین بزرگی مانند:
حسینقلیخان
سردار اسعد بختیاری
انقلاب مشروطه (۱۲۸۵ هـ.ش)
بختیاریها نقش تعیینکنندهای داشتند:
فتح تهران توسط نیروهای بختیاری
سقوط محمدعلیشاه
استقرار دوباره مشروطه
این نقش، جایگاه تاریخی بختیاری را در تاریخ معاصر ایران بسیار برجسته کرد.
۶. دوره پهلوی (۱۳۰۴–۱۳۵۷)
رضاشاه سیاست تمرکزگرایی را اجرا کرد:
خلع سلاح عشایر
آرام کردن خوانین جنگجو
اسکان اجباری کسانی که مخل امنیت بودند
در نتیجه:
ساختار سنتی ایل آسیب کمی دید
اما هویت فرهنگی بختیاری حفظ شد
۷. دوره معاصر (پس از اتفاق۱۳۵۷)
امروزه بختیاریها:
در شهرها و روستاها ساکناند
هنوز بخشی از کوچنشینی حفظ شده
نقش فعال در سیاست، فرهنگ، دانشگاه و هنر دارند
عناصر هویت بختیاری:
زبان لری بختیاری
موسیقی حماسی
لباس محلی (چوقا، شلوار دبیت)
ارزشهایی چون:
غیرت
مهماننوازی
شجاعت
وفاداری به ایل